سيد علي اكبر قرشي
479
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
معنى قصد از همين ماده است از اين ماده موارد زيادى در « نهج » آمده است « ارتياد » : نيز به معنى طلب است ، « ارتاد الشى ، ارتيادا : طلبه » . « ارواد » مدارا در رفتن . انحضرت جرير بن عبد الله را پيش معاويه فرستاده بود كه از شام بيعت بگيرد ، اصحاب عرض كردند يا امير المؤمنين آمادهء جنگ با معاويه شويد فرمود : آماده شدن به جنگ با آنكه « جرير » نزد آنهاست راه را براى بيعت آنها مى بندد . « و الرأى عندى مع الاناة فارودوا و لا اكره لكم الاعداد » خ 43 ، 84 ، يعنى : نظر من تأخير و تأّنى در مهيا شدن است با مدارا حركت كنيد ، آماده شدن شما را مكروه ندارم . « رويد » : قليل . كم . آن تصغير « رود » است و آن سه بار در « نهج » آمده است در يك جريانى كه در « طمح » خواهد آمد يك نفر از خوارج به امام عليه السلام گفت : خدا او را بكشد چقدر داناست . اصحاب خواستند او را بكشند ، فرمود : « رويدا انّما هو سبّ بسب او عفو عن ذنب » حكمت 420 يعنى كمى مهلت دهيد ، انتقام او فحشى است در مقابل فحشى يا عفو از گناه اوست نه گشتن او . « رائد » كسى كه او را از پيش مى فرستند تا مكانى براى نزول قافله معين كند ، گوئى او آن مكان را طلب مىكند . « فاستمعوا من ربّانيكم و احضروه قلوبكم . . . و ليصدق الرائد اهله و ليجمع شمله » خ 108 ، 157 از مربّى خويش بشنويد ، حرف او را در قلب گيريد ، پيشقراول به اهل خود راست گويد . « مرود » ( بر وزن مكتب ) مصدر ميمى است به معنى مهلت . « انّ لنبى اميّة مرودا يجرون فيه و لو قد اختلفوا فيما بينهم ، ثمّ كادتهم الضباغ لغلبتهم » حكمت 464 « مرود » به فتح و ضم اول هر دو آمده است يعنى : براى بنى اميهّ مهلتى هست كه در آن حركت ( و حكومت ) مى كنند و چون در ميان خود اختلاف كردند و بعد كفتارها با آنها جنگيدند بر آنها غلبه خواهند كرد ( يعنى نه شيرها بلكه حتى كفتارها ) سيد رضى ره فرموده : اين سخن فصيحترين و عجيبترين سخن است امام صلوات الله عليه مهلت را به ميدانى تشبيه كرده كه بنى اميه در آن اسب دوانى مى كنند و چون به آخر رسيدند نظامشان شكست مى خورد . ابن ابى الحديد گويد : اين سخن از اخبار صريح غيب است ، چون بنى اميهّ تا